چند وقتیه که دارم گذشته و الان خودمو مرور میکنم
میبینیم ما آدما چقدر بی انصافیم
چقدر خودخواهیم
همیشه از اونایی که دوسمون دارن غافلیمو هنوز به اونی فکر میکنیم که دوسمون نداره و اندر خم اون
کوچه ایم...!
به قول شریعتی که میگه: من تورا دوست دارم تو کس دیگری را و دیگری مرا و اینطوره که همه ما تنهاییم
این شریعتیم بعضی وقتا چیزای خوبی گفته
اما ای کاش اینطور نبود
باز گفتم کاش!!!!
اگر اشک ها نمی بود داغ ... ها
سرزمین وداع را می سوزاند
کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدی
پیش از آن که خوب نگاش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیره
هنوز بعضی از حرف هات را بهش نگفته بودی
هنوز همه لبخندهای خود را بهش نشان نداده بودی
همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای
زود از دنیای تو می رود .
دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .
من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن
و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .
زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین
سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است
که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .
ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم
ولی فرار میکنم همونطور که تو فراری بودی از عشق
روز به روز داریم از هم دور میشیم

آخرین باری که از ته دل

برای رفتنت گریه کردم

گفتی: تمامش کن . . .

از آن روز

به احترامت

چنان از ته دل می خندم

که گاهی فراموشم میشود

رفته ای ! . .